نثر · شماره 105
« ؟ مگر پای معرکه بابام نشنیدی برای شراب چه چیزهائی میگفت »
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 102
« . نه، شراب خوردم. عباس زورکی بمن شراب داد »
# - 103
« ؟ دوا خوردی »
# - 104
« ! چه کار بکنم با این پای علیل »
# - 105
« ؟ مگر پای معرکه بابام نشنیدی برای شراب چه چیزهائی میگفت »
انتخابشده - 106
کاسبیش بوده . تو خودت گفتی، از قول ماه سلطان گفتی که همان شب که ننمون را خفه کرد مست بوده . میدانی »
# - 107
این حرفهائی که میزند برای کاسبیش است . اگر از دکان همسایه کفش گاومیش خوب بخرند من هزار عیب رو یش
# - 108
« . میگذارم تا جنس دکان خودمان را بفروشم. اما کاسبی کردن با راست گفتن دو تا است
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 105 از «چنگال» است.