نثر · شماره 121
قه قه می خندید، اما احمد متفکر و گرفته بود و پیش خودش گمان کرد که ربابه باو طعنه میزند.
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 118
ربابه سر دماغ بود، تخمه میشکست و میخواند:
# - 119
« میخوام برم النگه »
# - 120
« یه پای خرم میلنگه »
# - 121
قه قه می خندید، اما احمد متفکر و گرفته بود و پیش خودش گمان کرد که ربابه باو طعنه میزند.
انتخابشده - 122
ربابه دوباره گفت :
# - 123
امشب ما تنها هستیم . النگه که رفتیم هر روز همینطور است . ننجون نیست، ما با هم هستیم، همچین نیست »
# - 124
«؟ احمد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 121 از «چنگال» است.