نثر · شماره 178
بگیرد، بلرزه افتاد . در اینوقت جلو چشمش تاریک شده بود، تند نفس میکشید، شقیقه هایش داغ شده بود دست
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 175
ربابه دوباره در رختخواب غلت زد، برگشت و گفت :
# - 176
« . امشب هوا خنک است دستت را بده بمن »
# - 177
دست احمد را گرفت، روی گردن خود گذاشت، و لی انگشتهای سرد احمد مثل ماری که در مجاورت گرما جان
# - 178
بگیرد، بلرزه افتاد . در اینوقت جلو چشمش تاریک شده بود، تند نفس میکشید، شقیقه هایش داغ شده بود دست
انتخابشده - 179
راستش را بدون اراده بلند کرد و گردن ربابه را محکم گرفت، ربابه گفت:
# - 180
« . میترسم، مرا اینجور نگاه نکن »
# - 181
چشمهایش را بهم فشار داد و زیر لب دوباره گفت:
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 178 از «چنگال» است.