نثر · شماره 182
« !.. اوه _ چشمها _ شکل بابام شدی »
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 179
راستش را بدون اراده بلند کرد و گردن ربابه را محکم گرفت، ربابه گفت:
# - 180
« . میترسم، مرا اینجور نگاه نکن »
# - 181
چشمهایش را بهم فشار داد و زیر لب دوباره گفت:
# - 182
« !.. اوه _ چشمها _ شکل بابام شدی »
انتخابشده - 183
باقی حرف در دهنش ماند، چون دستهای احمد با تردستی و چالاکی مخصوصی دو رشته گیس بافته ربابه را
# - 184
گرفت و بدور گردنش پیچانید و بسختی فشار داد . ربابه فریاد کشید؛ ولی احمد گلویش را گرفت و سر او را به
# - 185
سنگ حوض زد . کف خون آلودی از دهنش بیرون آمد و بی حس روی زانوی او افتاد . بعد احمد بلند شد، چند قدم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 182 از «چنگال» است.