نثر · شماره 5
شاکرد قهوه چی و گفت :
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
سکوی قهوه خانه دو میل چندک زده بود ، همانجا که پا توغ قدیمیش بود . قفس کرکی که رویش شله سرخ کشیده
# - 3
بود ، پهلویش گذاشته بود و با سرانگشتش یخ را دور کاسه آبی میگردانید . ناگاه کاکارستم از در درآمد ، نگاه
# - 4
تحقیر آمیزی باو انداخت و همینطور که دستش بر شالش بود رفت روی سکوی مقابل نشست . بعد رو کرد به
# - 5
شاکرد قهوه چی و گفت :
انتخابشده - 6
" به به بچه ، یه یه چای بیار ببینیم . "
# - 7
داش آکل نگاه پرمعنی بشاگرد قهوه چی انداخت ، بطوریکه او ماستها را کیسه کرد و فرمان کاکا را نشنیده
# - 8
گرفت . استکانها را از جام برنجی در میآورد و در سطل آب فرو میبرد ، بعد یکی یکی خیلی آهسته آنها را خشک
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «داش آکل» است.