نثر · شماره 32
با زنی شوخی میکرد یا ب ه کسی زور می گفت، دیگر جان سلامت از دست داش آکل بدر نمیبرد . اغلب دیده میشد
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 29
گشت تا تلافی بکند.
# - 30
از طرف دیگر داش آکل را همه اهل شیراز دوست داشتند . چه او در همان حال که محله سردزک را قرق
# - 31
میکرد ، کاری ب ه کار زنها و بچه ها نداشت ، بلکه بر عکس با مردم به مهربانی رفتار میکرد و اگر اجل برگشته ای
# - 32
با زنی شوخی میکرد یا ب ه کسی زور می گفت، دیگر جان سلامت از دست داش آکل بدر نمیبرد . اغلب دیده میشد
انتخابشده - 33
که داش آکل از مردم دستگیری میکرد، بخشش مینمود و اگر دنگش میگرفت بار مردم را بخانه شان میرسانید .
# - 34
ولی بالای دست خودش چشم نداشت کس دیگر را ببیند، آن هم کاکا رستم که روزی سه مثقال تریاک
# - 35
میکشید و هزار جور بامبول میزد . کاکا رستم از این ت حقیری که در قهوه خانه نسبت باو شد مثل برج زهر مار
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 32 از «داش آکل» است.