نثر · شماره 51
داش آکل سرش را بلند کرد و گفت :
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 48
درین بین مردی با پستک مخمل ، شلوار گشا د ، کلاه نمدی کوتاه سراسیمه وارد قهوه خانه شد ، نگاهی ب ه
# - 49
اطراف انداخت ، رفت جلو داش آکل سلام کرد و گفت :
# - 50
" حاجی صمد مرحوم شد ."
# - 51
داش آکل سرش را بلند کرد و گفت :
انتخابشده - 52
" خدا بیامرزدش ! "
# - 53
" مگر شما نمیدانید وصیت کرده . "
# - 54
" منکه مرده خور نیستم . برو مرده خورها را خبر کن . "
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 51 از «داش آکل» است.