نثر · شماره 72
همان شبی که حال حاجی بهم خورد ، رفتند امام جمعه را سر بالینش آوردند و حاجی در حضور همه
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 69
نشست و گفت :
# - 70
" خانم سر شما سلامت باشد ، خدا بچه هایتان را به شما ببخشد ."
# - 71
خانم با صدای گرفته گفت :
# - 72
همان شبی که حال حاجی بهم خورد ، رفتند امام جمعه را سر بالینش آوردند و حاجی در حضور همه
انتخابشده - 73
آقایان شما را وکیل و وصی خودش معرفی کرد ، لابد شما حاجی را از پیش میشناختید؟ "
# - 74
" ما پنج سالی پیش در سفر کازرون باهم آشنا شدیم . "
# - 75
" حاجی خدا بیامرز همیشه می گفت اگر یکنفر مرد هست فلانی است . "
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 72 از «داش آکل» است.