نثر · شماره 107
بخشش و بزرگ منشی میگذرانید . هیچ دلبستگی دیگری در زندگانیش نداشت و همه دارائی خودش را ب ه مردم
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 104
کنار چشم چپش را پائین کشیده بود .
# - 105
پدر او یکی از ملاکین بزرگ فارس بود زمانیکه مرد همه دارائی او به پسر یکی یکدانه اش رسید . ولی داش
# - 106
آکل پشت گوش فراخ و گشاد باز بود ، به پول و مال دنیا ارزشی نمی گذاشت ، زندگیش را بمردانگی و آزادی و
# - 107
بخشش و بزرگ منشی میگذرانید . هیچ دلبستگی دیگری در زندگانیش نداشت و همه دارائی خودش را ب ه مردم
انتخابشده - 108
ندار و تنگدست بذل و بخشش میکرد ، یا عرق دو آتشه مینوشید و سر چهار راه ها نعره میکشید و یا د ر مجالس
# - 109
بزم با یکدسته از دوستان که انگل او شده بودند صرف میکرد.
# - 110
همه معایب و محاسن او تا همین اندازه محدود میشد ، ولی چیزیکه شگفت اور بنظر میآمد اینکه تاکنون
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 107 از «داش آکل» است.