نثر · شماره 118
شام مشغول دوندگی و سرکشی بعلاقه و املاک حاجی بود.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 115
توی مال خودش توپ بسته بود و از لاابالی گری مقداری از دارائی خودش را آتش زده بود ، هر روز از صبح
# - 116
زود که بلند میشد بفکر این بود که درآمد املاک حاجی را زیادتر بکند . زن و بچه های او را در خانه کوچکتر برد،
# - 117
خانه شخص ی آنها را کرایه داد ، برای بچه هایش معلم سر خانه آورد ، دارائی او را بجریان انداخت و از صبح تا
# - 118
شام مشغول دوندگی و سرکشی بعلاقه و املاک حاجی بود.
انتخابشده - 119
ازین به بعد داش آکل از شبگردی و قرق کردن چهار سو کناره گرفت . دیگر با دوستانش جوششی نداشت
# - 120
و آن شور سابق از سرش افتاد . ولی همه داشها و لاتها که با او همچشمی داشتند به تحریک آخوندها که
# - 121
دستشان از مال حاجی کوتاه شده بود ، دو ب ه دستشان افتاده برای داش آکل لغز میخواندند و حرف او نقل
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 118 از «داش آکل» است.