نثر · شماره 125
کاکا رستم با عقده ای که در دل داشت با لکنت زبانش میگفت :
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 122
مجالس و قهوه خانه ها شده بود . در قهوه خانه پاچنار اغلب توی کوک داش آکل میرفتند و گفته میشد :
# - 123
" داش آکل را میگوئی ؟ دهنش میچاد ، سگ کی باشد ؟ یارو خوب دک شد ، در خانه حاجی موس موس
# - 124
میکند ، گویا چیزی میماسد ، دیگر دم محله سر دزک که میرسد دمش را تو پاش میگیرد و رد میشود ."
# - 125
کاکا رستم با عقده ای که در دل داشت با لکنت زبانش میگفت :
انتخابشده - 126
" سر پیری معرکه گیری ! یارو عاشق دختر حاجی صمد شده ! گزلیکش را غلاف کرد ! خاک تو چشم مردم
# - 127
پاشید ، کتره ای چو انداخت تا وکیل حاجی شد و همه املاکش را بالا کشید . خدا بخت بدهد . "
# - 128
دیگر حنای داش آکل پیش کسی رنگ نداشت و برایش تره هم خورد نمیکردند . هر جا که وارد میشد در
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 125 از «داش آکل» است.