نثر · شماره 131
و ذکری جز او نداشت.
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 128
دیگر حنای داش آکل پیش کسی رنگ نداشت و برایش تره هم خورد نمیکردند . هر جا که وارد میشد در
# - 129
گوشی با هم پچ و پچ میکردند و او را دست میانداختند . داش آکل از گوشه و کنار این حرفها را میشنید ولی
# - 130
بروی خودش نمیآورد و اهمیتی هم نمیداد ، چون عشق مرجان بطوری در رگ و پی او ریشه دوانیده بود که فکر
# - 131
و ذکری جز او نداشت.
انتخابشده - 132
شبها از زور پریشانی عرق مینوشید و برای سرگرمی خودش یک طوطی خریده بود . جلو قفس می نشست
# - 133
و با طوطی درد دل میکرد . اگر داش آکل خواستگاری مرجان را میکرد البته مادرش مرجان را بروی دست باو
# - 134
میداد . ولی از طرف دیگر او نمیخواست که پای بند زن و بچه بشود، میخواست آزاد باشد ، همان طوریکه بار
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 131 از «داش آکل» است.