کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 146

همانوقت بود که داش آکل حقیقی ، داش آکل طبی عی با تمام احساسات و هوا و هوس ، بدون رودر بایستی از تو

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 143

    ولی نصف شب، آنوقتی که شهر شیراز با کوچه های پر پیچ و خم ، باغها ی دلگشا و شراب های ارغوانیش

    #
  2. 144

    بخواب میرفت ، آن وقتیکه ستاره ها آرام و مرموز بالای آسمان قیر گون ب ه هم چشمک میزدند . آن وقتیکه

    #
  3. 145

    مرجان با گونه های گلگونش در رختخواب آهسته نفس میکشید و گذارش روزانه از جلوی چشمش میگذشت ،

    #
  4. 146

    همانوقت بود که داش آکل حقیقی ، داش آکل طبی عی با تمام احساسات و هوا و هوس ، بدون رودر بایستی از تو

    انتخاب‌شده
  5. 147

    قشری که آداب و رسوم جامعه بدور او بسته بود ، از توی افکاری که از بچگی باو تلقین شده بود، بیرون میآمد

    #
  6. 148

    و آزادانه مرجان را تنگ در آغوش می کشید ، تپش آهسته قلب ، لبهای آتشی و تن نرمش را حس میکرد و از

    #
  7. 149

    روی گونه هایش بوسه میزد . ولی هنگامیکه از خواب می پرید ، بخودش دشنام میداد ، به زندگی نفرین میفرستاد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 146 از «داش آکل» است.