نثر · شماره 152
هفت سال بهمین منوال گذشت ، داش آکل از پرستاری و جانفشانی درباره زن و بچه حاجی ذره ای فرو
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 149
روی گونه هایش بوسه میزد . ولی هنگامیکه از خواب می پرید ، بخودش دشنام میداد ، به زندگی نفرین میفرستاد
# - 150
و مانند دیوانه ها در اطاق بدور خودش می گشت ، زیر لب با خودش حرف میزد و باقی روز را هم برای این که
# - 151
فکر عشق را در خودش بکشد به دوندگی و رسیدگی بکارهای حاجی میگذرانید .
# - 152
هفت سال بهمین منوال گذشت ، داش آکل از پرستاری و جانفشانی درباره زن و بچه حاجی ذره ای فرو
انتخابشده - 153
گذار نکرد . اگر یکی از بچه های حاجی ناخوش میشد شب و روز مانند یک مادر دلسوز بپای او شب زنده داری
# - 154
می کرد، و به آنها دلبستگی پیدا کرده بود ، ولی علاقه او به مرجان چیز دیگری بود و شاید همان عشق مرجان
# - 155
بود که او را تا این اندازه آرام و دست آموز کرده بود . درین مدت همه بچه های حاجی صمد از آب و گل در
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 152 از «داش آکل» است.