نثر · شماره 156
آمده بودند.
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 153
گذار نکرد . اگر یکی از بچه های حاجی ناخوش میشد شب و روز مانند یک مادر دلسوز بپای او شب زنده داری
# - 154
می کرد، و به آنها دلبستگی پیدا کرده بود ، ولی علاقه او به مرجان چیز دیگری بود و شاید همان عشق مرجان
# - 155
بود که او را تا این اندازه آرام و دست آموز کرده بود . درین مدت همه بچه های حاجی صمد از آب و گل در
# - 156
آمده بودند.
انتخابشده - 157
ولی ، آنچه که نباید بشود شد و پیش آمد مهم روی داد : برای مرجان شوهر پیدا شد ، آنهم چه شوهری که
# - 158
هم پیرتر و هم بدگل تر از داش آکل بود . ازین واقعه خم بابروی داش آکل نیامد ، بلکه برعکس با نهایت
# - 159
خونسردی مشغول تهیه جهاز شد و برای شب عقدکنان جشن شایانی آماده کرد . زن و بچه حاجی را دوباره
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 156 از «داش آکل» است.