نثر · شماره 158
هم پیرتر و هم بدگل تر از داش آکل بود . ازین واقعه خم بابروی داش آکل نیامد ، بلکه برعکس با نهایت
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 155
بود که او را تا این اندازه آرام و دست آموز کرده بود . درین مدت همه بچه های حاجی صمد از آب و گل در
# - 156
آمده بودند.
# - 157
ولی ، آنچه که نباید بشود شد و پیش آمد مهم روی داد : برای مرجان شوهر پیدا شد ، آنهم چه شوهری که
# - 158
هم پیرتر و هم بدگل تر از داش آکل بود . ازین واقعه خم بابروی داش آکل نیامد ، بلکه برعکس با نهایت
انتخابشده - 159
خونسردی مشغول تهیه جهاز شد و برای شب عقدکنان جشن شایانی آماده کرد . زن و بچه حاجی را دوباره
# - 160
بخانه شخصی خودشان برد و اطاق بزرگ ارسی دار را برای پذیرائی مهمانها ی مردانه معین کرد ، همه کله گنده
# - 161
ها ، تاجرها و بزرگان شهر شیراز درین جشن دعوت داشتند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 158 از «داش آکل» است.