نثر · شماره 244
عصر همان روز بود، مرجان قفس طوسی را جلوش گذاشته بود و به رنگ آمیزی پروبال، نوک برگشته و
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 241
رفت و یکساعت بعد مرد.
# - 242
همه اهل شیراز برایش گریه کردند.
# - 243
ولی خان قفس طوطی رابرداشت و به خانه برد.
# - 244
عصر همان روز بود، مرجان قفس طوسی را جلوش گذاشته بود و به رنگ آمیزی پروبال، نوک برگشته و
انتخابشده - 245
چشمهای گرد بی حالت طوطی خیره شده بود. ناکاه طوطی با لحن داشی - با لحن خراشیده ای گفت :
# - 246
" مرجان _ مرجان _ تو مرا کشتی _ به که بگویم _ مرجان _ عشق تو _ مرا کشت ."
# - 247
اشک از چشمهای مرجان سرازیر شد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 244 از «داش آکل» است.