نثر · شماره 18
مجرا میشد و یا اقلا مثل اغلب جاها قدغن میکردند تا اشخاص ناقص و معیوب از زناشوئی خودداری بکنند، چون
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
او فکر می کرد میدید از آغاز بچگی خودش تا کنون همیشه اسباب تمسخر یا ترحم دیگران بوده . یادش افتاد
# - 16
اولین بار که معلم سر درس تاریخ گفت که اهالی ( اسپارت ) بچه های هیولا یا ناقص را میکشتند همه شاگردان بر
# - 17
گشتند و به او نگاه کردند، و حالت غریبی باو دست داد . اما حالا او آرزو میکرد که این قانون در همه جای دنیا
# - 18
مجرا میشد و یا اقلا مثل اغلب جاها قدغن میکردند تا اشخاص ناقص و معیوب از زناشوئی خودداری بکنند، چون
انتخابشده - 19
او میدانست که همه اینها تقصیر پدرش است.
# - 20
صورت رنگ پریده ، گونه های استخو انی ، پای چشمهای گود و کبود، دهان نیمه باز و حالت مرگ پدرش را
# - 21
همانطوری که دیده بود از جلو چشمش گذشت . پدر کوفت کشیده پیر که زن جوان گرفته بود و همه بچه های او
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «داود گوژ پشت» است.