کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 42

پیش چشم او تازه میشد . او از همه چیز سر خورده بود . بیشتر تنها بگردش میرفت و از جمعیت دوری میجست،

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 39

    کرده و گفته بود: ‹‹ مگر آدم قحط است که من زن قوزی بشوم ؟ ›› هر چه پدر و مادرش او را زده بودند قبول

    #
  2. 40

    اما داود هنوز او را دوست میداشت و این بهترین یاد بود دوره « ؟ مگر آدم قحط است » : نکرده بود میگفته

    #
  3. 41

    جوانی او بشمار میآمد . حالا هم دانسته یا ندانسته بیشتر گذارش به اینجا میافتاد و یادگارهای گذشته دوباره

    #
  4. 42

    پیش چشم او تازه میشد . او از همه چیز سر خورده بود . بیشتر تنها بگردش میرفت و از جمعیت دوری میجست،

    انتخاب‌شده
  5. 43

    چون هر کسی میخندید یا با رفیقش آهسته گفتگو مینمو د گمان میکرد راجع ب ه اوست ، دارند او را دست

    #
  6. 44

    میاندازند. با چشمهای میشی رک زده و حالت سختی که داشت گردن خود را با نصف تنه اش بدشواری بر

    #
  7. 45

    میگردانید، زیر چشمی نگاه تحقیر آمیز میکرد رد میشد . در راه همه حواس او متوجه دیگران بود همه عضلات

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 42 از «داود گوژ پشت» است.