نثر · شماره 56
و دلچسب از کرانه آسمان بالا آ مده بود نگاه کرد، خانه های نیمه کاره، توده آجرهائی که رویهم ریخته بودند،
شاعرصادق هدایتاثرداود گوژ پشت
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 53
پنهان کرده بود بنشیند و او را در آغوش بکشد، سر او را به سینه پیش آمده خودش بفشارد . اما این فکر برایش
# - 54
آمد که اگر کسی از اینجا بگذرد و به بیند بیشتر او را ریشخند خواهند کرد.
# - 55
تنگ غروب بود که از دم دروازه یوسف آباد رد شد ، به دایره پرتو افشان ماه که در آرامش این اول شب غمناک
# - 56
و دلچسب از کرانه آسمان بالا آ مده بود نگاه کرد، خانه های نیمه کاره، توده آجرهائی که رویهم ریخته بودند،
انتخابشده - 57
دور نمای خواب آلود شهر، د رختها ، شیروانی خانه ها ، کوه کبود رنگ را تماشا کرد . از جلو چشم او پرده های
# - 58
درهم و خاکستری میگذشت.
# - 59
از دور و نزدیک کسی دیده نمی شد ، صدای دور و خفه آواز ابوعطا از آنطرف خندق میآمد . سر خود را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 56 از «داود گوژ پشت» است.