نثر · شماره 29
به محض ورود، به پیشخدمت کافه، دستور داد برایش عرق آوردند . گیلاسهای عرق را پی در پی بالا میریخت و
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 26
مخصوص خودمانی که آمد سر میز من نشست آن اکراه دیرینه و بی دلیل را مرتفع کرد و یا گذشتن زمان این
# - 27
تباین مجهول را خود بخود از بین برده بود . اما فرقی که کرده بود حالا چاق، خوشحال و گردن کلفت شده بود، و
# - 28
از آنهائی بود که دور خودشان تولید شادی میکنند.
# - 29
به محض ورود، به پیشخدمت کافه، دستور داد برایش عرق آوردند . گیلاسهای عرق را پی در پی بالا میریخت و
انتخابشده - 30
در اثر استعمال عرق ، یکجور خوشحالی موقت باو دست داد. ولی بواسطه شهوترانی زیاد، بیش از سنش شکسته
# - 31
بنظر میآمد و خطی که گوشه لبش میافتاد، نا امیدی تلخی را آشکار می کرد چیزی که غریب بود، به سر و وضع
# - 32
خود خیلی پرداخته بود، اما جار میزد که ساختگی است، همین توی ذوق میزد . هر دقیقه بر میگشت و در آینه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 29 از «دون ژوان کرج» است.