نثر · شماره 36
یکسال بود او نو از دور دوستش دا شتم ولی جرات نمی کردم عشق »: مآب و دولتمند است و تکرار میکرد که
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 33
کراوات خودش را مرتب می ک رد، هر چه بیشتر کله اش گرم میشد، بیشتر صورتش بچه گانه و حالت لاابالی قدیم
# - 34
را بخود میگرفت.
# - 35
بالاخره ، بدون مقدمه به من گفت که مدتی است عاشق زنی شده ، یعنی یک نفر آرتیست شهیر، که خیلی فرنگی
# - 36
یکسال بود او نو از دور دوستش دا شتم ولی جرات نمی کردم عشق »: مآب و دولتمند است و تکرار میکرد که
انتخابشده - 37
«! خودم رو بهش اظهار بکنم، تا اینکه همین اواخر یه طوری پیش آمد کرد که بهم رسیدیم
# - 38
«؟ عاشق موقتی یا خیال داری بگیریش »: من پرسیدم
# - 39
اگر حاضر بشه که با من زندگی بکنه البته که می گیرمش . چیزی که هس مخارجش زیاد میشه . هر شب که با »
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 36 از «دون ژوان کرج» است.