نثر · شماره 69
لطف و دلربائی نبود.
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 66
به سلامت برده بودند، با چشمهای کلاپیسه شده و پرهای کز کرده ، مثل اینکه از نسیم بهاری مست شده بودند،
# - 67
بی اراده روی شاخه های تبریزی جست میزدند ، و یا از در و دیوار بالا می رفتند ، بطوری که سر و صدای آنها
# - 68
تولید سرگیجه می کرد . ولی همه اینها روی هم رفته یک حالت سرمستی و ییلاقی به مهمانخانه میداد که بدون
# - 69
لطف و دلربائی نبود.
انتخابشده - 70
همین که اطاقهایمان معین شد و گرد و غبار اتومبیل را از خودمان گرفتیم ، من رفتم در ایوان قدم میزدم و منتظر
# - 71
حسن و خانمش بودم . یکمرتبه ملتفت شدم ، دیدم از ته ایوان ، یکنفر بمن اشاره میکند . نزدیک که آمد او را
# - 72
پلاس بود و در آنجا به او معرفی شده بودم . و « پروانه » شناختم . این همان جوانی بود که هر شب در کافه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 69 از «دون ژوان کرج» است.