نثر · شماره 77
«! برای خاطر یک دختر ارمنی اینجا آمده بودم ، امروز صبح رفت »: قدری یواش تر گفت «. به تهران برگردد
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 74
از این جوانهای مکش مرگ مای مع مولی و تازه بدوران رسیده اداری بود لباسش خاکستری ، شلوار چارلستون
# - 75
گشاد مد شش سال قبل پوشیده بود . سرش غرق بریانتین بود و یک انگشتر الماس بدلی بدستش که ناخنهای
# - 76
سه روز است در کرج مانده و خیال دارد امشب »: مانیکور شده داشت برق میزد . بعد از اظهار مرحمت گفت که
# - 77
«! برای خاطر یک دختر ارمنی اینجا آمده بودم ، امروز صبح رفت »: قدری یواش تر گفت «. به تهران برگردد
انتخابشده - 78
در اینوقت . حسن و خانمش مثل طاوس مست از اطاق خارج شدند . من ناچار ، دن ژوان را به آنها معرفی کردم .
# - 79
بعد با هم رفتیم دور میز نشستیم . حسن و خانمش ظاهرا از این مسا فرت راضی و خشنود بودند . خانم روی
# - 80
ما اصلن یه جور سمپاتی بهم داریم . همچنین نیس؟ راسی برای شما نگفتم ، یه »: دوش حسن میزد و میگفت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 77 از «دون ژوان کرج» است.