نثر · شماره 86
ملتفت نگاههای شرر بار حسن بودم که دندان قروچه میرفت و ظاهرا بروی مبارکش نمیآورد.
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 83
«! قربون یکجو اخلاق خوب
# - 84
گیلاسهای خودمان را ب ه سلامتی خانم بلند کردیم . دن ژوان پاشد رفت از اطاق خودش یک گرامافون با چند
# - 85
صفحه آورد و شروع کرد به صفحه زدن . بعد بدون مقدمه خانم را برقص دعوت ک رد ، نه یکبار نه ده بار، من
# - 86
ملتفت نگاههای شرر بار حسن بودم که دندان قروچه میرفت و ظاهرا بروی مبارکش نمیآورد.
انتخابشده - 87
بعد از ناهار ، تصمیم گرفتیم که برویم قدری هوا خوری بکنیم . از جاده چالوس ، گردش کنان روانه شدیم . در
# - 88
بعد هم مثل این که سالهاست خانم را میشناسد ، با او گرم «. امشب هم میمونم »: راه، دن ژوان آهسته بمن گفت
# - 89
صحبت شد ! از همه چیز و از همه جا اطلاع داشت . و حکایتهای جعلی هم برای خانم نقل میکرد، بطوری که
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 86 از «دون ژوان کرج» است.