نثر · شماره 99
گل آلود رودخانه باد کرده بود، زنجیر وار موج میزد و گل و لای را با خودشم یبرد. جلو نظرمان را تپه های
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 96
«! هم داشته باشه ... حیف شد که دوربین عکاسیم رو جا گذاشتم
# - 97
از آبادی های نزدیک ، مردهای دهاتی که لباس و آجیده نو پوشیده بودند و بچه ها با لباسهای رنگارنگ درآمد و
# - 98
شد بودند . خانم اظهار خستگی کرد . دن ژوان کنار رودخانه محلی را نشان داد . رفتیم روی سنگها نشستیم . آب
# - 99
گل آلود رودخانه باد کرده بود، زنجیر وار موج میزد و گل و لای را با خودشم یبرد. جلو نظرمان را تپه های
انتخابشده - 100
خاکی و یکرشته کوه سرمازده گرفته بود. هوا نسبتا گرم شده بود . دن ژوان لباسش را در آورد و در تمام مدتی
# - 101
که آنجا نشسته بودیم ، از معشوقه خودش و عطر کتی ، عشق و ناموس و رقص قفقازی صحبت میکرد . و خانم
# - 102
یه شلوار ازین بهتر »: با دهن باز به حرفهای صد تا یه غاز او گوش میداد . حرفهای پوچ احمقانه، مثلا می گفت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 99 از «دون ژوان کرج» است.