نثر · شماره 107
پیدا بود ! خونیه خودمونم ازون بالا د یدم. گنبد مسجد سپهسالار هم پیدا بود . آدما مورچه شده بودن . اما وختی
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 104
خوردم . سر زانوم پاره شد این شلوارو خیاطی لوکس ۲۵ تمن برام دوخته بود. تمام پام مجروح شده بود .
# - 105
درشکه سوار شدم رفتم مریضخونه آمریکائی پیش ماکتاول . اون گفت : خدا بهت رحم کرده، اگه کنده زانویت
# - 106
ضربت دیده بود چلاق میشدی . سه روز خوابیدم ، خوب شدم ، اما ازون بالا ، شیروونی خونه ها آنقدر قشنگ
# - 107
پیدا بود ! خونیه خودمونم ازون بالا د یدم. گنبد مسجد سپهسالار هم پیدا بود . آدما مورچه شده بودن . اما وختی
انتخابشده - 108
«..! که هواپیما پائین مییاد، دل آدم هری تو میریزه
# - 109
بالاخره، بعد از رفع خستگی ، بلند شدیم و بطرف کرج برگشتیم . حسن و دن ژوان که سر دماغ و شنگول بودند ،
# - 110
این کفشو دو هفتیه »: رنگ قفقازی سوت میزدند . خانم آمد برقصد پ اشنهء کفشش ور آمد خانم تکرار می کرد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 107 از «دون ژوان کرج» است.