نثر · شماره 115
نزدیک غروب که وارد مهمانخانه شدیم ، چند بطری عرق، گرامافون و مخلفات جور بجوری روی میز را پر کرده
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 112
که خانم با دستش باو تکیه کرده بود.
# - 113
اینم واسیه من زن نمیشه؟ باید ولش »: حسن بمن ملحق شد و بر خلاف آنچه در کافه بمن اظهار کرده بود گفت
# - 114
«! بکنم . من نمیتونم تنگه اش را خورد بکنم . خونه مون که بند نمیشه هیچ ، میخواد آزادم باشه ، خیلی آزاد
# - 115
نزدیک غروب که وارد مهمانخانه شدیم ، چند بطری عرق، گرامافون و مخلفات جور بجوری روی میز را پر کرده
انتخابشده - 116
بود.
# - 117
دن ژوان گرامافون را بکار انداخت و پی در پی با خانم می رقصید . حسن پکر و عصبانی خون خونش را
# - 118
جون ما راسش رو بگو ، عاشق »: میخورد و به شوخی باو گوشه وکنایه میزد که خالی از بغض نبود ، میگفت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 115 از «دون ژوان کرج» است.