نثر · شماره 139
اداهای لوس بچگونه رو از خودش در نیاره . انگشتر بدلی خودش برخ زن من میکشه ، میگه ده هزار تمن برای
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 136
درست بریخت لاابالی زمانی که او را در مدرسه دیده بودم ، درآمده بود . همینطور که دست مرا گرفته بود بریده
# - 137
دیشب که تو بمن گفتی، من بخیالم فقط با تو هستم ، تقصیر تو شد ک ه اونو بمن معرفی کردی! خوب »: بریده گفت
# - 138
تو دیده و شناخته بودی، اما اون بی اجازه من با زنم میرقصه . این خلاف تمدن نیس؟ تو بهش حالی کن که این
# - 139
اداهای لوس بچگونه رو از خودش در نیاره . انگشتر بدلی خودش برخ زن من میکشه ، میگه ده هزار تمن برای
انتخابشده - 140
معشوقه خودم خرج کرده ام ! عاشقم یشه، پای گرامافون گریه میکنه . بخیالش من خرم . وختی که میرقصه چرا
# - 141
از من اجازه نمیخواد؟ همه اینها رو من میفهمم، من از اون زرنگترم . منم خیلی از این عاشقی های کشکی دیدم .
# - 142
ببین تو اونو بمن معرفی کردی ، میدونی این زن زیاد آزاده، من میدونسم که نمیتونم زیاد باهاش زندگی بکنم ،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 139 از «دون ژوان کرج» است.