نثر · شماره 165
گدائی می کرد . اینهمه توده گوشت مچاله شده ،شکنجه شده که مثل کوه روی تخت غلتیده بود ، درد میکشید !_
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 162
حسن نه تنها جملات معمولی جملات معمولی رمانهای پست عشق آلود را تکرار می کرد ، بلکه بازیگر آنها شده
# - 163
بود. این آدم ظاهرا کله شق که از من رو در بایستی داشت و سعی می کرد خودش را سیر و کهنه کار و غد
# - 164
جلوه بدهد، یکمرتبه کنترل خود را گم کرد . موجود خوار و بیچاره ای شده بود که عشق و ترحم از معشوقه اش
# - 165
گدائی می کرد . اینهمه توده گوشت مچاله شده ،شکنجه شده که مثل کوه روی تخت غلتیده بود ، درد میکشید !_
انتخابشده - 166
یکنوع درد خود پسندی بود و در عین حال جنبه مضحک و خنده آور داشت . در صورتیکه خانم به برتری
# - 167
». خودش مطمئن بود، فتح خود را ب ه آواز بلند میخواند . به حال تحقیرآمیز دستش را به کمرش زده بود و میگفت
# - 168
نگاهش بکنین ، عینهو یه حمال ! آقا باصرار » : رویش را بمن کرد «. برو گمشو ، احمق ! نمیدونسم تو انقد احمقی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 165 از «دون ژوان کرج» است.