نثر · شماره 198
«. من کار دارم باید برم شهر ، دیشبم بیخود موندم »
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 195
«! اون منو گول زد، آورد اینجا ، بعد شبونه فرار میکنه
# - 196
بی آنکه منتظر جواب من بشود از اطاق بیرون رفت . پنج دقیقه بعد، دن ژوان با چمدانی که گویا فقط محتوی یک
# - 197
«؟ تو دیگه کجا میری » : گرامافون بود ، برای خداحافظی آمد دم اطاقم . من گفتم
# - 198
«. من کار دارم باید برم شهر ، دیشبم بیخود موندم »
انتخابشده - 199
او هم خد انگهداری کرد و رفت . علی ماند و حوضش ! ولی من تعجیلی به رفتن نداشتم . گنجشکها با جار و
# - 200
جنجال، چشم های کلاپیسه بیدار شده بودند . گویا نسیم بهاری آنها را مست کرده بود . من بفکر قضایای عجیب
# - 201
و غریب دیشب افتادم و فهمیدم که این قضایا هم مربوط به نسیم مست کننده بهاری بوده و رفقای منهم مثل
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 198 از «دون ژوان کرج» است.