نثر · شماره 15
می خواستیم بریم، شبش ب یخوابی به سرم م یافتاد. اما این دفعه برای گردش معمولی نیست،
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
صاحب مرده! دیشب سرم را که روی « من » این «! من... من » کی هستم. نمی دونم... همه اش
# - 13
متکا گذاشتم، دیگه چیزی نفهمیدم. همه چی را فراموش کردم. شاید برای اینه که فردا
# - 14
می رم اصفهان. اما دفعه اولم نیست که سفر می کنم. به، هروقت با بچه ها اوین و درکه هم که
# - 15
می خواستیم بریم، شبش ب یخوابی به سرم م یافتاد. اما این دفعه برای گردش معمولی نیست،
انتخابشده - 16
موقتی نیست، نمی دونم ذو قزده شدم یا می ترسم. از چی دلهره دارم؟ چیچی را پشت سرم
# - 17
می ت م. چرا نمی تونم یک جا بند بشم؟ رضا ساروقی که با هم
# - 18
کار می کردیم، حالا صفه بند شده، دماغش چاغه. من همیشه « بدخشان » تو چاپخانه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «فردا» است.