نثر · شماره 49
پس چرا به شهر دیگه نمی رم؟ به فکر جاهایی می افتم که جای پای خویش و آشنا را پیدا
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 46
بعد از شش سال کار، تازه دستم خالی است. روز از نو روزی از نو! تقصیر خودمه، چهار سال
# - 47
با پسرخالم کار می کردم، اما این دو سال که رفته اصفهان ازش خبری ندارم. آدم جدی
# - 48
زرنگیه. حالا هم به سراغ اون م یرم کی م یدونه؟ شاید به امید اون م یرم. اگر برای کاره
# - 49
پس چرا به شهر دیگه نمی رم؟ به فکر جاهایی می افتم که جای پای خویش و آشنا را پیدا
انتخابشده - 50
بکنم. زور بازو! چه شوخی بی مزه ای! اما حالا که تصمیم گرفتم.
# - 51
خلاص تو دنیا اگر جاهای مخصوصی برای کیف و خو شگذرانی هست، عوضش بدبختی و
# - 52
بیچارگی همه جا پیدا م یشه. اون جای مخصوص، مال آدم های مخصوصیه. پارسال که چند
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 49 از «فردا» است.