نثر · شماره 65
نه، من هم برای خودم یادگارهای خوشی «؟ ابولی خرت به چنده »: یکی پیدا نشد ازم بپرسه
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 62
بکنه، حتی آژان جلو در با خون سردی تماشا م یکرد. من رفتم که زنیکه را خلاص کنم،
# - 63
نمی دونم چی تو سرم زدند. برق از چشمم پرید. وقتی که چشمم را واز کردم، تو کلانتری
# - 64
خوابیده بودم. جای لگدی که تو آبگاهم زدند هنوز درد می کنه. سه ماه توی زندان خوابیدم.
# - 65
نه، من هم برای خودم یادگارهای خوشی «؟ ابولی خرت به چنده »: یکی پیدا نشد ازم بپرسه
انتخابشده - 66
دارم!
# - 67
این چیه که به شانه ام فرومی ره؟ هان مشت برنجی است. چرا امشب در تمام راه،
# - 68
این مشت را تو دستم فشار می دادم؟ مثل این که کسی منو دنبال کرده. خیال می کردم با
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 65 از «فردا» است.