نثر · شماره 95
پریروز که عباس برای من از اتحادیه صحبت « حق دوست » این بود که امشب نیامد کبابی
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 92
سرم گذاشت! نمی دونم چشمش از کار سرخ شده یا درد می کنه. پس چراعینک نمی زنه؟
# - 93
عباس و فرخ با هم رفیق جان در یک قالب هستند. شب ها ویلون مشق م یگیرند.
# - 94
شاید پای غلام را هم تو دو کشیدند. هان، یادم نبود، غلام را بردند تو اتحادیه خودشان، برای
# - 95
پریروز که عباس برای من از اتحادیه صحبت « حق دوست » این بود که امشب نیامد کبابی
انتخابشده - 96
بهتره که عباس با اون «. ولش، این کله اش گچه »: می کرد، غلام کونه آرنجش زد و گفت
# - 97
دندون های گرازش حرف نزنه. اون هرچی به من بگه، من وارونه اش را می کنم. با اون
# - 98
دندا نهای گراز و چشم چپش نمی تونه منو تو دو بکشه. اگه راست می گه بره سوزاکش را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 95 از «فردا» است.