نثر · شماره 99
چاق بکنه. اون رفته تو حذب تا قیاف هاش را ندیده بگیرند. غلام راست می گفت که من
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 96
بهتره که عباس با اون «. ولش، این کله اش گچه »: می کرد، غلام کونه آرنجش زد و گفت
# - 97
دندون های گرازش حرف نزنه. اون هرچی به من بگه، من وارونه اش را می کنم. با اون
# - 98
دندا نهای گراز و چشم چپش نمی تونه منو تو دو بکشه. اگه راست می گه بره سوزاکش را
# - 99
چاق بکنه. اون رفته تو حذب تا قیاف هاش را ندیده بگیرند. غلام راست می گفت که من
انتخابشده - 100
درست مقصودشان را نمی فهمم. شاید این هم یک جور سرگرمیه. اما چرا از روز اول چشم
# - 101
چپ اصغر به من افتاده؟ بی خودی ایراد می گیره. بلکه یوسف خبرچینی کرده. من که یادم
# - 102
نمی یاد پشت سرش چیزی گفته باشم. من این همه چاپخانه دیدم هیچ کدام آ نقدر بلبشو و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 99 از «فردا» است.