نثر · شماره 130
آسمان می چسبید! حالا دستم خالی است. شاید ای نطور بهتر باشه. پارسال که تو زندان
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 127
«! به آب پشگل می اندازه
# - 128
شش ساله که از این سولاخ به اون سولاخ تو اتاق های بدهوا میان داد و جنجال و سرو صدا
# - 129
مثل این که اگه دیر می شد زمین به «! کار کردم. اون هم کار دستپاچه فوری زودب اش
# - 130
آسمان می چسبید! حالا دستم خالی است. شاید ای نطور بهتر باشه. پارسال که تو زندان
انتخابشده - 131
رخت خوابم گرم تر «؟ ابولی خرت به چنده »: خوابیده بودم، یکی پیدا نشد که ازم بپرسه
# - 132
شده... مثل این که تک هوا شکسته... صدای زنگ ساعت از دور م یآد. باید دیروقت باشه...
# - 133
فردا صبح زود... گاراژ... من که ساعت ندارم... چه گاراژی گفت؟... فردا باید... فردا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 130 از «فردا» است.