نثر · شماره 135
دهنم خشک شده. آب که این جا نیست. باید پاشم، کبریت بزنم، از تو دالان کوزه را پیدا
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 132
شده... مثل این که تک هوا شکسته... صدای زنگ ساعت از دور م یآد. باید دیروقت باشه...
# - 133
فردا صبح زود... گاراژ... من که ساعت ندارم... چه گاراژی گفت؟... فردا باید... فردا.
# - 134
۲ -غلام
# - 135
دهنم خشک شده. آب که این جا نیست. باید پاشم، کبریت بزنم، از تو دالان کوزه را پیدا
انتخابشده - 136
کنم - اگر کوزه آب داشته باشه. نه، کرایه اش نمی کنه، بدتر بدخوابم می شم. اما پشت عرق
# - 137
آب خنک می چسبه! چطوره یک سیگار بکشم؟ به درک که خوابم نبرد: همه اش برای خواب
# - 138
خودم هول می رد ... نه، کشته شد. پیرهن زیرم خیس عرقه. به تنم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 135 از «فردا» است.