نثر · شماره 151
کی اون جا دعا م یخوند؟ پشتش به طرف من بود. من انگشتم را روی سنگ گذاشته بودم.
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 148
چیزی را حس م یکردم و نه م یتونستم بدونم که کی هستم. اسم خودم یادم رفته بود،
# - 149
نمی دونستم که دارم فکر می کنم که بیدارم یا نه اما یک اتفاقی افتاده بود. می دونستم که
# - 150
افتاده. شاید باد می وزید، به صورتم می خورد. نه، حالا یادم آمد. یک سنگ قبر بزرگ بود.
# - 151
کی اون جا دعا م یخوند؟ پشتش به طرف من بود. من انگشتم را روی سنگ گذاشته بودم.
انتخابشده - 152
انگشتم تو سنگ فرو رفت. حس کردم که فرو رفت. یک مرتبه سوخت، آتیش گرفت. من از
# - 153
خواب پریدم. تک انگشتم هنوز زق زق م یکنه. می ترسم کار دستم بده. آمدم خیار پوست
# - 154
بکنم، تک چاقو رفت تو انگشتم. سید کاظم که دستش آب کشید، بدجوری به خنس و فنس
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 151 از «فردا» است.