نثر · شماره 155
افتاد. اگر دستم چرک بکنه از نون خوردن می افتم...
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 152
انگشتم تو سنگ فرو رفت. حس کردم که فرو رفت. یک مرتبه سوخت، آتیش گرفت. من از
# - 153
خواب پریدم. تک انگشتم هنوز زق زق م یکنه. می ترسم کار دستم بده. آمدم خیار پوست
# - 154
بکنم، تک چاقو رفت تو انگشتم. سید کاظم که دستش آب کشید، بدجوری به خنس و فنس
# - 155
افتاد. اگر دستم چرک بکنه از نون خوردن می افتم...
انتخابشده - 156
انگار دلواپسی دارم. کاشکی یک هم صحبت پیدا می کردم. اون شب که دیروقت شد
# - 157
جواز شب نداشتم، تو اتاق حروف چینی زیر گارسه خوابیدم. خیلی راح تتر بودم. هم صحبت
# - 158
داشتم. مثل ای نکه هوا روشن شده. این سر درخت کاج خانه همسایه است که تکان
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 155 از «فردا» است.