نثر · شماره 170
پدر و مادرش؟ آیا خبردار شدند؟ بیچار هها فردا تو روزنامه م یخونند. شاید پدرومادرش
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 167
باید این حرف را بزنه؟ خوب، پسرش جوانه، آرزو داره. قسمت شان بوده! خدا دلش خواسته
# - 168
پول دارشان بکنه، به کسی چه؟ اما قدسی می گفت عروس سیاه و زشته. می گفت مثل چی؟
# - 169
گویا زیاد بزکش کرده بودند. اما زاغی ناکام مرد. بیچاره « شکل ماما خمیره است » آهان
# - 170
پدر و مادرش؟ آیا خبردار شدند؟ بیچار هها فردا تو روزنامه م یخونند. شاید پدرومادرش
انتخابشده - 171
مردند. من ت هوتوش را درمیارم... چه آدم توداری بود! مادر که داغ فرزند ببینه، دیگه
# - 172
هیچ وقت یادش نمی ره... خجسته که بچه اش از آبله مرد، چند ساله، هنوز پای روضه چه
# - 173
شیون و شینی راه می اندازه! هر کسی یک قسمتی داره... اما نه این که این جور کشته بشه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 170 از «فردا» است.