نثر · شماره 175
عباس هم زاغی را م یشناخت. اما اون از نظر حزبی بود، نه برای خاطر زاغی. وقتی می خوند،
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 172
هیچ وقت یادش نمی ره... خجسته که بچه اش از آبله مرد، چند ساله، هنوز پای روضه چه
# - 173
شیون و شینی راه می اندازه! هر کسی یک قسمتی داره... اما نه این که این جور کشته بشه.
# - 174
خدایا! چی نوشته بود؟ عباس همین طور که خبر روزنامه را می چید با آ بوتاب خوند.
# - 175
عباس هم زاغی را م یشناخت. اما اون از نظر حزبی بود، نه برای خاطر زاغی. وقتی می خوند،
انتخابشده - 176
تشییع جنازه با »: نه گفت «. تشییع جنازه از سه فرد مبارز »: چرا باد انداخته بود زیر صداش
# - 177
مهدی » فردا صبح من روزنامه را می خرم و می خونم. اسم «. شکوه از سه کارگر آزادی خواه
# - 178
« زاینده رود » را اول از همه نوشته بودند. این ها کارگر چاپخانه « رضوانی مشهور به زاغی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 175 از «فردا» است.