نثر · شماره 223
سیگار امریکایی و روزنامه می فروخته. اون وقت ب یخود اسم من دررفته که صفحه می گذارم!
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 220
چه طور شد عقیده اش برگشت؟ اون آدم عشقی بود، «! عمل نیستید! همه اش حرف می زنید
# - 221
گاس یک مرتبه به سرش زده. اما همه اشکال زاغی با دفتر سر سجل بود. اگر سجل
# - 222
نداشت، پس چه طور رفت اصفهان؟ یوسف پرت م یگفت که زاغی تو خیابان اسلامبول
# - 223
سیگار امریکایی و روزنامه می فروخته. اون وقت ب یخود اسم من دررفته که صفحه می گذارم!
انتخابشده - 224
بچه ها! چه طور براش ختم... یک مجلس عزا بگیریم؟ هرچی باشه »: من پیشنهاد کردم
# - 225
هیچ کس صداش در نیامد. فقط یوسف «. ازحقوق ما دفاع کرده، جونش را فدای ما کرده
# - 226
کسی نخندید. من از یوسف رنجیدم - « خدا بیامرزدش! آدم یبسی بود »: برگشت و گفت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 223 از «فردا» است.