کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 236

«؟ مگه ساعتش را فروخت »: من شستم خبردار شد که ساعتش را فروخته. گفتم «. آورده

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
اثرفردا
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 233

    مهمان کرد. چهارده تمن خرجش شد. فردای آن روز، از اتاق « حق دوست » به کبابی

    #
  2. 234

    مهدی رضوانی این »: ماشین خانه که درآمدم، یک زن چاق پای حوض وایساده بود. پرسید

    #
  3. 235

    بهش بگید مادر هوشنگ باقی پول ساعت را »: گفت «؟ چه کارش دارید »: گفتم «؟ جاست

    #
  4. 236

    «؟ مگه ساعتش را فروخت »: من شستم خبردار شد که ساعتش را فروخته. گفتم «. آورده

    انتخاب‌شده
  5. 237

    چه جوان نازنینی! خدا به کس و کارش ببخشه! از وقتی که پسرم مسلول شده و تو »: گفت

    #
  6. 238

    وارد اتاق شدم نگاه کردم ساعت به مچ زاغی «. شاه آباد خوابیده هر ماه بهش کمک م یکنه

    #
  7. 239

    رفت و برگشت، ده تمن منو پس داد. ازش «. مادر هوشنگ کارت داره »: نبود. بهش گفتم

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 236 از «فردا» است.