نثر · شماره 275
بود! ت ا و ده . یعنی فردا تو روزنامه تکذیب می کنند؟
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 272
بچه گربه اش که زیر رخت خواب خفه شد گریه می کرد... چرا هنوز سر درخت کاج تکان
# - 273
می خوره؟ پس نسیم میاد... امروز ترک بند دوچرخه یوسف به درخت گرفت و شکست. به
# - 274
لب های یوسف تب خال زده بود. گوادرات... دیروز هفتا بطر لیموناد خوردم، بازهم تشن هام
# - 275
بود! ت ا و ده . یعنی فردا تو روزنامه تکذیب می کنند؟
انتخابشده - 276
« عباس لوچ » خوب. من پیرهن سیاهم را می پوشم. چراعباس که چشمش لوچه، بهش
# - 277
نمی گند؟ گوادرات... گو- واد-رات... گو- وادرات- فردا روزنامه... پیرهن سیاهم- فردا...
# - 278
تیر ماه ۱۳۲۵
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 275 از «فردا» است.