نثر · شماره 97
چشمم پیدا میشد . خواب نبود چون هنوز خوابم نبرده بود . کابوس بود ، نه خواب بودم و نه بیدار اما آنها را می
شاعرصادق هدایتاثرزنده بگور
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 94
عنوان کاغذی را نگاه میکرد ، چه فکرهائی برایم آمد ؟ نمیدانم گویا یا د پست چی ایران ، یاد فراش پست منزلمان
# - 95
افتادم .
# - 96
دیشب بود ، چشمهایم را بهم فشار میدادم ، خوابم نمیبرد ، افکار بریده بریده ، پرده های شورانگیز جلو
# - 97
چشمم پیدا میشد . خواب نبود چون هنوز خوابم نبرده بود . کابوس بود ، نه خواب بودم و نه بیدار اما آنها را می
انتخابشده - 98
دیدم . تنم سست ، خرد شده ، ناخوش و سنگین ، سرم درد می کرد . این کابوسهای ترسناک از جلو چشمم رد
# - 99
می شد ، عرق از تنم سرازیر بود . میدیدم بسته ای کاغذ در هوا باز میشد ، ورق ورق پائین میریخت ، یک دسته
# - 100
سرباز میگذشت ، صورت آنها پیدا نبود . شب تاریک و جگر خراش پر شده بود از هیکلهای ترسناک و خشمکین،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 97 از «زنده بگور» است.