نثر · شماره 115
لب میگذارم . دود آنرا در هوا فوت میکنم ، اینهم یک ناخوشی است !
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 112
جلو لبخند خودم را بگی رم . گاهی خنده بیخ گلویم را میگیرد . آخرش هیچکس نفهمید ناخوشی من چیست ، همه
# - 113
گول خوردند ! یک هفته است که خودم را به نا خوشی زده ام یا ن اخوشی غریبی گرفته ام ، خواهی نخواهی سیگار
# - 114
را برداشتم آتش زدم ، چرا سیگار میکشم ؟ خودم هم نمیدانم . دو انگشت دست چپ را که لای آن سیگار است به
# - 115
لب میگذارم . دود آنرا در هوا فوت میکنم ، اینهم یک ناخوشی است !
انتخابشده - 116
حالا که به آن فکر میکنم تنم میلرزد ، یک هفته بود ، شوخی نیست که خودم را به اقسام گوناگون
# - 117
شکنجه میدادم ، میخواستم ناخوش بشوم . چند روز بود هوا سرد شده بود ، اول رفتم شیر آب سرد را روی
# - 118
خودم باز کردم ، پنجره حمام را باز گذاشتم ، حالا که بیادم میافتد چندشم میشود ، نفسم پس رفت ، پشت و سینه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 115 از «زنده بگور» است.