نثر · شماره 122
کردم، پنجره اطاق را باز کردم و جلو سوز سرما نشستم . باد سرد میوزید . بشدت میلرزیدم صدای دندانهایم که
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 119
ام درد گرفت ، با خود م گفتم دیگر کار تمام است . فردا سینه درد سختی خواهم گرفت و بستری میشوم ، بر
# - 120
شدت آن میافزایم بعد هم کلک خود را میکنم . فردا صبحش که بیدار شدم ، کمترین احساس سرماخوردگی در
# - 121
خودم نکردم . دوباره رختهای خودم را کم کردم ، هوا که تاریک شد در را ا ز پشت بستم ، چراغ را خاموش
# - 122
کردم، پنجره اطاق را باز کردم و جلو سوز سرما نشستم . باد سرد میوزید . بشدت میلرزیدم صدای دندانهایم که
انتخابشده - 123
بهم میخورد میشنیدم ، به بیرون نگاه میکردم ، مردمی که در آمد و شد بودند ، سایه های سیاه آنها ، اتومبیل ها
# - 124
که میگذشتند ، از بالای طبقه ششم عمارت کوچک شده ب ودند . تن لختم را تسلیم سرما کرده بودم و بخودم می
# - 125
پیچیدم ، همانوقت این فکر برایم آمد که دیوانه شده ام . بخودم میخندیدم ، بزندگانی می خندیدم میدانستم که در
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 122 از «زنده بگور» است.