نثر · شماره 143
شکنجه می دادم ، اگر ب ه اصرار و پافشاری رفقا چائ ی از صاحب خانه می خواستم و میخوردم حالم سر جا
شاعرصادق هدایتاثرزنده بگور
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 140
بودند که راستی ناخوشم . هرچه می پرسیدند می گفتم : قلبم میگیرد . چون فقط مرگ ناگهانی را میشد بخفقان قلب
# - 141
نسبت داد و گرنه سینه درد جزئی یکمرتبه نمی کشت .
# - 142
این یک معجزه بود . وقتیکه فکر می کنم حالت غریبی بمن دست می دهد . هفت روز بود که خودم را
# - 143
شکنجه می دادم ، اگر ب ه اصرار و پافشاری رفقا چائ ی از صاحب خانه می خواستم و میخوردم حالم سر جا
انتخابشده - 144
میآمد . ترسناک بود ، نا خوشی بکلی رفع میشد . چقدر میل داشتم نانی که پای چائی گذاشته بودند بخورم اما
# - 145
نمی خوردم . هر شب با خودم می گفتم دیگر بستری شدم فردا دیگر نخواهم توانست از جا بلند بشوم . میرفتم
# - 146
کاشه هائی که در آن گرد تریاک پر کرده بودم میآوردم . در کشو میز کوچک پهلوی تختخوابم میگذاشتم تا
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 143 از «زنده بگور» است.