نثر · شماره 156
رویش را یک قشر از موم گرفته بودم و در شیشه در بست بلوری گذاشته ب ودم . مقدار آن صد گرم بود و آنرا
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 153
و هزار زحمت آنرا باسم عکاسی خریدم ، اسم و آدرس دروغی داده بودم . ((سیانور دوپتاسیوم )) که در کتاب
# - 154
طبی خوانده بودم و نشانیهای آنرا میدانستم : تشنج ، تنگ ی نفس ، جان کندن در صورتیکه شکم ناشتا باشد ، ۲۰
# - 155
گرم آن فورا یا در دو دقیقه میکشد . برای اینکه در نزدیکی هوا خراب نشود آنرا در قلع شکلات پیچیده بودم و
# - 156
رویش را یک قشر از موم گرفته بودم و در شیشه در بست بلوری گذاشته ب ودم . مقدار آن صد گرم بود و آنرا
انتخابشده - 157
مانند جواهر گرانبهائی با خودم داشتم . اما خوشبختانه چیز بهتر از آن گیر آوردم . تریاک قاچاق ، آنهم در
# - 158
پاریس ! تریاک که مدتها بود در جستجویش بودم ، بطور اتفاق بچنگ آوردم . خوانده بودم که طرز مردن با
# - 159
تریاک بمراتب گواراتر و بهتر از زهر اولی است . حالا میخواستم خودم را جدا ناخوش بکنم و بعد تریاک بخورم .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 156 از «زنده بگور» است.